محمد بن أحمد المقدسي ( المشاري ) ( مترجم : علينقي منزوي )

563

أحسن التقاسيم في معرفة الأقاليم ( فارسي )

بيش از آنچه تو گفتى ندارند واين مسأله براي ما خيلى پيچيده است . گفت : آنچه من گفتم ، از سخنان حاكم أبو نصر بن سهل مناظره‌گر خراسان است . زيرا كه من [ هنگامى كه در خراسان مىبودم ] با أو مناظره بسيار مىكردم . ايشان علم كلام را هيچگاه دنبال نمىكنند وبه شيعيگرى گرايشى نمىدارند . « دبيل » خانقاهى هست ، ايشان با مايهء اندك به دانش تصرف دلبستگى دارند . روزى من به مجلس أبو . . . « 1 » اردبيلى كه پر از جمعيت ايستاده ونشسته بود واز وى مسائل علمي « 2 » مىپرسيدند ، درآمدم وگفتم : خدا تو را رحمت كند ، چگوئى دربارهء صاحبدلى كه « دل » خود را كه راز ونيازش با أو مىبود ، گم كرده باشد ، در كجا آن را جستجو كند ؟ گفت : به پيرى پناه برد كه سبب دلدارى أو شده بود واز أو كمك بخواهد . گفتم : آن سبب دلدارى از أو دور شده است ، گفت :

--> ( 1 ) متن چنين است . ( 2 ) متن : مسائل المعاملة . مسائل علوم در اصطلاح عرفا بر دو قسمند : « معاملات » ، « معارف » معاملات علومى است كه مقصود از آن كسب سود است ، حال اگر معاملات ميان مردم باشد « حق الناس » وحقوق مدنى است ، واگر ميان انسان وخدا باشد « حق اللّه » واحكام مذهبي است . پس عبادت نيز كه أحكام مذهبي هستند ، از نظر عارفان « معامله » اند زيرا آدمي بدان وسيله زندگانى جهان ديگر را خريدارى مىكند . ودر برابر آن « معارف » است كه عارف در آن مرحله به دنيا وآخرت پشت پا مىزند وجز شناخت ونزديك شدن به خدا وحقيقت وعشق به أو هدفى ندارد . اينك مقدسي ( مؤلف كتاب ) مىگويد : من به مجلس عارفي اردبيلى درآمدم . شاگردان از أو دربارهء « معاملات » مىپرسيدند ومن يك مسألهء « عرفانى » پرسيدم .